+ - x
 » از همین شاعر
 آواز داد اختر بس روشنست امشب
 تو جانا بی وصالش در چه کاری
 در خانه غم بودن از همت دون باشد
 چو عشق را هوس بوسه و کنار بود
 جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو
 یا صغیر السن یا رطب البدن
 اندرآ با ما نشان ده راستک
 ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست
 می زنم حلقه در هر خانه ای
 ناآمده سیل تر شدستیم

 » بیشتر بخوانید...
 از تن چو برفت جان پاک من و تو
 دوبیتی های هزارگی بخش یکم
 درود بر شب
 ای شاه عرب میر عجم سرور اعلی
 خوشدل کسيکه شد ز ازل آشنای دل
 ای پرتگاه دور از دسترس من!
 به اختیار گرو برد چشم یار از من
 پس از سکوت بلند
 دو نیمه سیب
 ندانی تا نباشی محرم مرد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یا رب این بوی که امروز به ما می آید
ز سراپرده اسرار خدا می آید
بوستان را کرمش خلعت نو می پوشد
خستگان را ز دواخانه دوا می آید
در نمازند درختان و به تسبیح طیور
در رکوعست بنفشه که دوتا می آید
هر چه آمد سوی هستی ره هستی گم کرد
که ز مستی نشناسد که کجا می آید
از یکی روح در این راه چو رو واپس کرد
اصل خود دید ز ارواح جدا می آید
رنگ او یافت از آن روی چنین خوش رنگست
بوی او یافت کز او بوی وفا می آید
مست او گشت از آن رو همگان مست ویند
خوش لقا گشت کز آن ماه لقا می آید
نی بگویم ز ملولی کسی غم نخورم
که شکر رشک برد ز آنچ مرا می آید
زان دلیرست که با شیر ژیان رو کردست
زان کریمست که از گنج عطا می آید
آنک سرمست نباشد برمد از مردم
تا نگویند کز او بوی صبا می آید
بس کن ای دوست که سنبوسه چو بسیار خوری
که ز سنبوسه تو را بوی گیا می آید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *