+ - x
 » از همین شاعر
 طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
 بیا بیا دلدار من دلدار من درآ درآ در کار من در کار من
 یار آمد به صلح ای اصحاب
 باز فروریخت عشق از در و دیوار من
 می زنم حلقه در هر خانه ای
 چنین می زن دو دستک تا سحرگاه
 هم پهلوی خم سر نه ای خواجه هرجایی
 در لطف اگر بروی شاه همه چمنی
 برفت یار من و یادگار ماند مرا
 تا با تو قرین شده ست جانم

 » بیشتر بخوانید...
 من و یک گوشه تنهایی
 تا تار کاکلت دارد به عاشق تارها
 پیام
 با جزئیات تازه یی برگشته بودم...
 سرنوشت باغ
 قصه یی برای کودکم
 شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
 هفتاد و دو تیغ
 ما و تو ایم و گوش و كنار همیشه گی
 هندسۀ هجر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
تا از لب دلدار شود مست و شکرخا
تا از لب تو بوی لب غیر نیاید
تا عشق مجرد شود و صافی و یکتا
آن لب که بود کون خری بوسه گه او
کی یابد آن لب شکربوس مسیحا
می دانک حدث باشد جز نور قدیمی
بر مزبله پرحدث آن گاه تماشا
آنگه که فنا شد حدث اندر دل پالیز
رست از حدثی و شود او چاشنی افزا
تا تو حدثی لذت تقدیس چه دانی
رو از حدثی سوی تبارک و تعالی
زان دست مسیح آمد داروی جهانی
کو دست نگه داشت ز هر کاسه سکبا
از نعمت فرعون چه موسی کف و لب شست
دریای کرم داد مر او را ید بیضا
خواهی که ز معده و لب هر خام گریزی
پرگوهر و روتلخ همی باش چو دریا
هین چشم فروبند که آن چشم غیورست
هین معده تهی دار که لوتیست مهیا
سگ سیر شود هیچ شکاری بنگیرد
کز آتش جوعست تک و گام تقاضا
کو دست و لب پاک که گیرد قدح پاک
کو صوفی چالاک که آید سوی حلوا
بنمای از این حرف تصاویر حقایق
یا من قسم القهوه و الکاس علینا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *