+ - x
 » از همین شاعر
 ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
 گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا
 
 اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی
 چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی
 آن شمع چو شد طرب فزایی
 تو هر روزی از آن پشته برآیی
 نگارا تو در اندیشه درازی
 بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی
 ای آنک تو خواب ما ببستی

 » بیشتر بخوانید...
 علاج چشم عمر
 ای نورس شرقی
 زیبا رویان شوی ندارند
 درد ما را نیست درمان الغیاث
 تمام روز، تمام شب
 هم حرف و هم سخن همگی اقتباسی اند
 شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
 خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
 خوش خبر باشی ای نسیم شمال
 تاریخ تلخ

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

ای نو بهار عاشقان داری خبر از یار ما؟
ای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغها
ای بادهای خوش نفس عشاق را فریاد رس
ای پاكتر از جان و جا آخر كجا بودی؟ كجا؟
ای فتنهِ روم و حبش حیران شدم كین بوی خوش
پیراهن یوسف بود یا خود روان مصطفی؟
ای جویبار راستی از جوی یار ماستی
بر سینها سیناستی بر جانهایی جان فزا
ای قیل و ای قال تو خوش و ای جمله اشكال تو خوش
ماه تو خوش سال تو خوش ای سال و مه چاکر ترا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *