+ - x
 » از همین شاعر
 ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز
 یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا
 بی او نتوان رفتن بی او نتوان گفتن
 سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم
 هم پهلوی خم سر نه ای خواجه هرجایی
 ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او
 در دو چشم من نشین ای آن که از من منتری
 اگر بی من خوشی یارا به صد دامم چه می بندی
 نه آن شیرم که با دشمن برآیم
 من پار بخورده ام شرابی

 » بیشتر بخوانید...
 می دمد صبح و کله بست سحاب
 در ازدحام درد
 اگر با تو نبودم
 گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
 ای انگبین فروش دروغین ترا سزاست
 سوم عقرب
 درآ که در دل خسته توان درآید باز
 آن چیست یکی دختر دوشیزه ی زیبا
 هرکجا نسخه کنند آن خط ریحانی را
 من مرگ غفلتم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر
وی آنک در ضمیری آنی و چیز دیگر
اسرار آسمان را اندیشه و نهان را
احوال این و آن را دانی و چیز دیگر
تاریخ برگذشته بر انسی و فرشته
خط های نانبشته خوانی و چیز دیگر
از غیب حصه ها را بدهی به مستحقان
وز سینه غصه ها را رانی و چیز دیگر


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *