+ - x
 » از همین شاعر
 دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس
 افتادم افتادم در آبی افتادم
 صدایی کز کمان آید نذیریست
 آمد بهار خرم آمد نگار ما
 نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو
 ای از ورای پرده ها تاب تو تابستان ما
 به من نگر که منم مونس تو اندر گور
 عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
 ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من
 شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر

 » بیشتر بخوانید...
 ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
 شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
 جان چيست؟ آفتاب الوهيت است باز
 خم دل جوش زند جام جبين ساغر من
 مرا در واژه ها جویید
 کبریت شکسته ء غروب
 یک کوچه ی باران زده...
 لحظه های رفتنت را می زند گیتار دیوار
 بهار و شاعر محبوس
 صدف خیال خامم به کناب ساحل تو

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۳۷

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه می فتد از این سو گه می فتد از آن سو
آن کس که مست گردد خود این بود نشانش
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
من مستم و نترسم از چوب شحنگانش
ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه
برجه بگیر زلفش درکش در این میانش
اندیشه ای که آید در دل ز یار گوید
جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش
آن روی گلستانش وان بلبل بیانش
وان شیوه هاش یا رب تا با کیست آنش
این صورتش بهانه ست او نور آسمانست
بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش
دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد
پس این جهان مرده زنده ست از آن جهانش


تا کنون ۶ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

کریم:

فقط می تونم بگم , ممنون.




آرسام:

بسیار زیبا و عالی




سما:

mot maenid in hamone man ke shak daram behar hal mamnon




نی:

کاش خوانندگان عزیز و گرامی این غزل را درست میخواندند. مثلا به خانم رعنا فرهان نمی توان گفت 2 غلط 18 بشین!




elmira:

kheyli khob bod mamnon az in sher estefade haye ziyadi kardam.baraye emtehan hefz sher madrese




تهورا:

بسیار عالیست این غزل
کلمه ی (شحنگانش) با کلمه ی(شهشهانش)در آهنگ (مست عشق) خانم رعنا فرهان هم آوایی داره کاش از واژه ی اصلی در آهنگ استفاده میشد !




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *