+ - x
 » از همین شاعر
 هست کسی صافی و زیبا نظر
 یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
 منم فانی و غرقه در ثبوتی
 ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته
 دوش چه خورده ای بگو ای بت همچو شکرم
 سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
 هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
 قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
 گر تو خواهی که تو را بی کس و تنها نکنم
 از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها

 » بیشتر بخوانید...
 به دکان نفس دارم بنا آيينه سازی را
 آن خانه...
 بادها
 دختر خورشید
 پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یكیست
 ایدل چو زمانه می کند غمناکت
 بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
 منم که سايهٔ من فرش بوريای من است
 برگریزان دلم را نوبهاری آرزوست
 غلام نرگس مست تو تاجدارانند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

منم فانی و غرقه در ثبوتی
به دریاهای حی لایموتی
مگر من یوسفم در قعر چاهی
مگر من یونسم در بطن حوتی
وجود ظاهرم تا چند بینی
که اطلس هاست اندر برگ توتی
فقیرم من ولیکن نی فقیری
که گردد در به در در عشق لوتی
ز بهر قهر جان لوت خوارم
بمالیده چو جلادان بروتی
به غیر عشق شمس الدین تبریز
نیرزد پیش بنده تره توتی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *