+ - x
 » از همین شاعر
 شد جادوی حرام و حق از جادوی بری
 امروز تو خوشتری و یا من
 ندا رسید به جان ها که چند می پایید
 ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری
 نازنینی را رها کن با شهان نازنین
 مرا وصال تو باید صبا چه سود کند
 خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی
 کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من
 به حق و حرمت آنک همگان را جانی
 سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند

 » بیشتر بخوانید...
 خیال قرب غفلت دوری از انس است محرم را
 مثل یک بوتل ودکای پس از خوردن بود
 من از این گونه که گشته سپری خوشبختم
 اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
 بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
 سینما
 دو رباعی
 ساز من ساز مست آهنگ است
 گر علت مرگ را دوا می کردند
 وقت سحر است خیز ای طرفه پسر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

منم فانی و غرقه در ثبوتی
به دریاهای حی لایموتی
مگر من یوسفم در قعر چاهی
مگر من یونسم در بطن حوتی
وجود ظاهرم تا چند بینی
که اطلس هاست اندر برگ توتی
فقیرم من ولیکن نی فقیری
که گردد در به در در عشق لوتی
ز بهر قهر جان لوت خوارم
بمالیده چو جلادان بروتی
به غیر عشق شمس الدین تبریز
نیرزد پیش بنده تره توتی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *