+ - x
 » از همین شاعر
 بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو
 مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم
 من از این خانه پرنور به در می نروم
 نه آتش های ما را ترجمانی
 تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
 افدی قمرا لاح علینا و تلالا
 عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی
 هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد
 من مرید توام مراد تویی
 ما نعره به شب زنیم و خاموش

 » بیشتر بخوانید...
 به حریم جان بیایی که ترن ترن ترانی
 تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
  شیرین هوس
 لبخند
 با ارغنون شکسته
 پدرم
 رفتی و ناله های دلم نا شنیده ماند
 یا خیره می شویم به رنگ پیاله ها
 یک آسمان ابر پر از دود میشوم
 هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

راح بفیها و الروح فیها
کم اشتهیها قم فاسقنیها
این راز یارست این ناز یارست
آواز یارست قم فاسقنیها
ادرکت ثاری قبلت جاری
فازداد ناری قم فاسقنیها
لب بوسه بر شد جفت شکر شد
خود تشنه تر شد قم فاسقنیها
الله واقی و السعد ساقی
نعم التلاقی قم فاسقنیها
هر چند یارم گیرد کنارم
من بی قرارم قم فاسقنیها
ساقی مواسی یسخوا بکاسی
یحلف براسی قم فاسقنیها
در گوش من باد خوش مژده ای داد
زان سرو آزاد قم فاسقنیها
کاسا اداری عقل السکاری
منهم تواری قم فاسقنیها
می گفت من خوش وی گفت می چش
ما در کشاکش قم فاسقنیها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *