+ - x
 » از همین شاعر
 اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم
 با چنین رفتن به منزل کی رسی
 این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو
 آن کز دهن تو رنگ دارد
 به پیش آر سغراق گلگون من
 آن را که به لطف سر بخاری
 ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
 خسروانی که فتنه ای چینید
 در فروبند که ما عاشق این انجمنیم
 مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی

 » بیشتر بخوانید...
 سپاه صبح زد از ماه خیمه تا ماهی
 شکوه نا امیدی
 آزادی
 سلام حق
 نفس آهسته کشيدن دل بيکار کجاست
 قومندان با خدا نالیده می گفت
 بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی
 خوشا روزی که خود را باز گیری
 نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
 بی بازگشت

۳.۸
امتیاز: ۳.۸ | مجموع آراء: ۶

ای فصل با باران ما بر ریز بر یاران ما
چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما
ای چشم ابر این اشک ها می ریز همچون مشک ها
زیرا که داری رشک ها بر ماه رخساران ما
این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر
کز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما
ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان ما
رطل گران هم حق دهد بهر سبکساران ما
بر خاک و دشت بی نوا گوهرفشان کرد آسمان
زین بی نوایی می کشند از عشق طراران ما
این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن
بشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما
یک قطره اش گوهر شود یک قطره اش عبهر شود
وز مال و نعمت پر شود کف های کف خاران ما
باغ و گلستان ملی اشکوفه می کردند دی
زیرا که بر ریق از پگه خوردند خماران ما
بر بند لب همچون صدف مستی میا در پیش صف
تا باز آیند این طرف از غیب هشیاران ما


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

محمد حسینیان:

غزل بسیار زیبایی است که به صورت تصنیف با اجرای محمد گلریز زیباتر هم شده است.اگر آهنگ را گیر آوردید برای داونلود بزارید همه استفاده کنن.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *