+ - x
 » از همین شاعر
 اندرآ ای مه که بی تو ماه را استاره نیست
 کعبه جان ها تویی گرد تو آرم طواف
 ای درآورده جهانی را ز پای
 مرا چون ناف بر مستی بریدی
 طوبی لمن آواه سر فاده
 خداوندا چو تو صاحب قران کو
 سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من
 اشکم دهل شده ست از این جام دم به دم
 چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
 ای خجل از تو شکر و آزادی

 » بیشتر بخوانید...
 يار افگند برخ گرچه نقاب من و تو
 من بی نهایتم
 می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
 با دل آسوده از تشویش آب و نان برآ
 وداع
 از مرز انزوا
 به افسوس و به حرمان گشته يی يار
 ياد باد آن شب که گيس محفلم روی تو بود
 مار کر
 در خنده های آیینه من گریه می کنم

۲.۲
امتیاز: ۲.۲ | مجموع آراء: ۵

ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما
ای در شکسته جام ما، ای بر دریده دام ما
ای نور ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما، ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما، نظاره كن در دود ما
ای یار ما عيّار ما، دام دل خمّار ما
پا وا مكش از كار ما، بستان گرو دستار ما
در گل بمانده پای دل، جان می دهم چه جای دل!
وز آتش سودای دل، ای وای دل ای وای ما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *