+ - x
 » از همین شاعر
 آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویی
 سلام علیک ای مقصود هستی
 اندک اندک جمع مستان می رسند
 ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا؟ چرا؟
 هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
 گر نه ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز
 آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد
 صوفیان در دمی دو عید کنند
 پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش
 چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم

 » بیشتر بخوانید...
 آخر به لو ح آ ینهٔ اعتبار ما
 همسایه
 کوهی برای تو خس وخاشاک می شود
 چون غنچه همان به که بدزدی نفس اینجا
 باور
 گل سرخ و گل زرد
 نارسیده به سکوت
 در نیمه های شامگاهان آن زمان که ماه
 غمت بهانۀ خوبی برای خودكُشی است
 خوش باش که پخته اند سودای تو دی

۲.۲
امتیاز: ۲.۲ | مجموع آراء: ۵

ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما
ای در شکسته جام ما، ای بر دریده دام ما
ای نور ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما، ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما، نظاره كن در دود ما
ای یار ما عيّار ما، دام دل خمّار ما
پا وا مكش از كار ما، بستان گرو دستار ما
در گل بمانده پای دل، جان می دهم چه جای دل!
وز آتش سودای دل، ای وای دل ای وای ما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *