+ - x
 » از همین شاعر
 امسال بلبلان چه خبرها همی دهند
 خنک جانی که او یاری پسندد
 ای ساقی باده معانی
 ای آسمان که بر سر ما چرخ می زنی
 هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی
 جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
 با روی تو کفر است به معنی نگریدن
 ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
 حکم البین بموتی و عمد
 از قصه حال ما نپرسی

 » بیشتر بخوانید...
 ساعت اعدام
 بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
 آستان عشق
 سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند
 گریز و درد
 از آمدن و رفتن ما سودی کو
 عریان
 خیابان
 من کیستم؟
 شه بیت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
در خواب غفلت بی خبر زو بوالعلی و بوالعلا
زان می که در سر داشتم من ساغری برداشتم
در پیش او می داشتم گفتم که ای شاه الصلا
گفتا چیست این ای فلان گفتم که خون عاشقان
جوشیده و صافی چو جان بر آتش عشق و ولا
گفتا چو تو نوشیده ای در دیگ جان جوشیده ای
از جان و دل نوشش کنم ای باغ اسرار خدا
آن دلبر سرمست من بستد قدح از دست من
اندرکشیدش همچو جان کان بود جان را جان فزا
از جان گذشته صد درج هم در طرب هم در فرج
می کرد اشارت آسمان کای چشم بد دور از شما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *