+ - x
 » از همین شاعر
 اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی
 غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
 شحنه عشق می کشد از دو جهان مصادره
 نرم نرمک سوی رخسارش نگر
 الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین
 باوفا یارا جفا آموختی
 یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا
 چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
 چو دیوم عاشق آن یک پری شد
 گر جان عاشق دم زند، آتش درین عالم زند

 » بیشتر بخوانید...
 عروس
 ماه پیشونی
 آن پری گویند شب خندید بر فریاد ما
 تبسم های زخم وحشت
 کفران
 عمریست تا من در طلب هر روز گامی می زنم
 آزادگی
 عبث
 راست بودم من زمانی، گشته ام حالا کجک
 باورشکن

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱۵

یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
یار تویی، غار تویی، خواجه! نگهدار مرا
نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی
سینه ی مشروح تویی، بر در اسرار مرا
نور تویی، سور تویی، دولت منصور تویی
مرغ کُهِ طور تویی، خسته بمنقار مرا
قطره تویی، بحر تویی، لطف تویی، قهر تویی
قند تویی، زهر تویی، بیش میازار مرا
حجره ی خورشید تویی، خانه ی ناهید تویی
روضه ی امید تویی، راه ده ای یار مرا
گفتمش ای جان جهان،مفلس و بی مایه شدم
گفت منم مایه تو، نیک نگهدار مرا
روز تویی، روزه تویی، حاصل دریوزه تویی
آب تویی، کوزه تویی، آب دِه این بار مرا
دانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام تویی
پخته تویی، خام تویی، خام بمگذار مرا
این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبدی، این همه گفتار مرا
خواند مرا، خواند مرا، گفت بیا، گفت بیا
میروم ای وای بمن، گر ندهد بار مرا
شمس شکر ریز تویی، مفخر تبریز تویی
لخّلخّه آمیز تویی، خواجه عطار مرا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *