+ - x
 » از همین شاعر
 دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی
 آن کز دهن تو رنگ دارد
 ساقیا بی گه رسیدی می بده مردانه باش
 مهره ای از جان ربودم بی دهان و بی دهان
 یا مالک دمة الزمان
 بیا کامروز گرد یار گردیم
 طوطی و طوطی بچه ای قند به صد ناز خوری
 روزی که مرا ز من ستانی
 زندگانی صدر عالی باد
 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من

 » بیشتر بخوانید...
 امروز روز قتل بسر ميرسد مرا
 بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی
 برآن سرم که ز دامن برون کشم پا را
 کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو را
 باغ
 سیه چارد سرم افکنده منبر
 هر که دارد هوس راه عدم بسم الله
 سر بکش سر بکش
 هله نوروز آمد
 دیوانه می رقصد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
ما همه پابسته تو شیر شکاری صنما
دلبر بی کینه ما شمع دل سینه ما
در دو جهان در دو سرا کار تو داری صنما
ذره به ذره بر تو سجده کنان بر در تو
چاکر و یاری گر تو آه چه یاری صنما
هر نفسی تشنه ترم بسته جوع البقرم
گفت که دریا بخوری گفتم کری صنما
هر کی ز تو نیست جدا هیچ نمیرد به خدا
آنگه اگر مرگ بود پیش تو باری صنما
نیست مرا کار و دکان هستم بی کار جهان
زان که ندانم جز تو کارگزاری صنما
خواه شب و خواه سحر نیستم از هر دو خبر
کیست خبر چیست خبر روزشماری صنما
روز مرا دیدن تو شب غم ببریدن تو
از تو شبم روز شود همچو نهاری صنما
باغ پر از نعمت من گلبن بازینت من
هیچ ندید و نبود چون تو بهاری صنما
جسم مرا خاک کنی خاک مرا پاک کنی
باز مرا نقش کنی ماه عذاری صنما
فلسفیک کور شود نور از او دور شود
زو ندمد سنبل دین چونک نکاری صنما
فلسفی این هستی من عارف تو مستی من
خوبی این زشتی آن هم تو نگاری صنما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *