+ - x
 » از همین شاعر
 قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
 سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز
 کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست
 نماز شام چو خورشید در غروب آید
 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
 دوش از بت من جهان چه می شد
 نباشد عیب پرسیدن، ترا خانه کجا باشد
 بکش بکش که چه خوش می کشی بیار بیار
 ای دلبر بی دلان صوفی
 عاقبت از عاشقان بگریختی

 » بیشتر بخوانید...
 سیگار
 در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
 اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
 دم
 همای اوج سعادت به دام ما افتد
 اين جفاجوی ستمگر يار ديرين من است
 امشب گناهكار ترینم ای آسمان!
 واژه ی منفی
 آن نیمه ی نان که بینوایی یابد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
زیرا نمی دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما
از حمله های جند او وز زخم های تند او
سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما
اول شرابی درکشی سرمست گردی از خوشی
بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما
زین باده می خواهی برو اول تنک چون شیشه شو
چون شیشه گشتی برشکن بر سنگ ما بر سنگ ما
هر کان می احمر خورد بابرگ گردد برخورد
از دل فراخی ها برد دلتنگ ما دلتنگ ما
بس جره ها در جو زند بس بربط شش تو زند
بس با شهان پهلو زند سرهنگ ما سرهنگ ما
ماده است مریخ زمن این جا در این خنجر زدن
با مقنعه کی تان شدن در جنگ ما در جنگ ما
گر تیغ خواهی تو ز خور از بدر برسازی سپر
گر قیصری اندرگذر از زنگ ما از زنگ ما
اسحاق شو در نحر ما خاموش شو در بحر ما
تا نشکند کشتی تو در گنگ ما در گنگ ما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *