+ - x
 » از همین شاعر
 بخش ششم
 خزان عاشقان را نوبهار او
 پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
 توبه سفر گیرد با پای لنگ
 من بسازم ولیک کی شاید
 ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
 مرا گویی چه سانی من چه دانم
 سؤالی دارم ای خواجه خدایی
 ز زخم دف کفم بدرید ای جان
 آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار

 » بیشتر بخوانید...
 هرچند ز دست تو خراب است دل ما
 بر گور بوسه ها
 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
 نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
 جهان در چشم زن دریاست دریا
 کيست آن کآهوی مشکين مرا رام کند
 هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
 سیگار
 بنفشه زلف من ای سر و قد نسرین تن
 در لعل لبت گرچه حيات دو جهانست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

من از کجا پند از کجا؟ باده بگردان ساقیا
آن جام جان افزای را بر ریز بر جان ، ساقیا
بر دست من نه جام جان ، ای دستگیر عاشقان
دور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ، ساقیا
نانی بده نان خواره را ، آن طامع بیچاره را
آن عاشق نانباره را کنجی بخسبان ، ساقیا
ای جان جان جان جان ، ما نامدیم از بهر نان
برجه ، گدا رویی مکن در بزم سلطان ، ساقیا
اول بگیر آن جام مه ، بر کفه ی آن پیر نه
چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان ، ساقیا
رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا!!
ور شرم داری یک قدح بر شرم افشان ، ساقیا
بر خیز ای ساقی بیا ، ای دشمن شرم و حیا
تا بخت ما خندان شود، پیش آی خندان ، ساقیا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *