+ - x
 » از همین شاعر
 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
 ایها النور فی الفاد تعال
 ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی
 برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری
 دلا تو شهد منه در دهان رنجوران
 یا رب توبه چرا شکستم
 گر ز سر عشق او داری خبر
 باد بین اندر سرم از باده ای
 طوطی و طوطی بچه ای قند به صد ناز خوری
 تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین

 » بیشتر بخوانید...
 در ظلمت از چشم يقين آنکس که ايوان يافته
 چهاربیتی ها (بخش پنجم)
 ای آتش خموش شده در میان دود
 بکش بر دوش یا بر دار ما را
 هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
 كوچۀ بن بستی ام آخر كه از من بگذرد؟
 دلا منه قدم اصلا به نردبان مجاز
 چرا
 کُله از سر فرو افتد به وقت دست و پا بوسی
 یک جام شراب صد دل و دین ارزد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

میان باغ گل سرخ های و هو دارد
که بو کنید دهان مرا چه بو دارد
به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل
که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد
چو سال سال نشاطست و روز روز طرب
خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد
چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل
کسی که ساقی باقی ماه رو دارد
هزار جان مقدس فدای آن جانی
که او به مجلس ما امر اشربوا دارد
سال کردم گل را که بر کی می خندی
جواب داد بر آن زشت کو دو شو دارد
هزار بار خزان کرد نوبهار تو را
چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد
پیاله ای به من آورد گل که باده خوری
خورم چرا نخورم بنده هم گلو دارد
چه حاجتیست گلو باده خدایی را
که ذره ذره همه نقل و می از او دارد
عجب که خار چه بدمست و تیز و روترشست
ز رشک آنک گل و لاله صد عدو دارد
به طور موسی بنگر که از شراب گزاف
دهان ندارد و اشکم چهارسو دارد
به مستیان درختان نگر به فصل بهار
شکوفه کرده که در شرب می غلو دارد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *