+ - x
 » از همین شاعر
 عالم گرفت نورم بنگر به چشم هایم
 عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست
 روم به حجره خیاط عاشقان فردا
 به حق و حرمت آنک همگان را جانی
 باده بده ساقیا عشوه و بادم مده
 مست توام نه از می و نه از کوکنار
 نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد
 آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی
 جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
 روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم

 » بیشتر بخوانید...
 دنیای مردان
 رسول فجر
 جدائی شوق را روشن بصر کرد
 بارها گفته ام و بار دگر می گویم
 خسته
 ایستاده ام که رهگذری عاشقم کند
 بسوز
 ماست مالی شده مفهوم تو مریم دیگر!
 پری گمشده
 چهار بیتی ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آتش عشق تو قلاووز شد
دوش دلم سوی دل افروز شد
چون به سخن داشت مرا دوش یار
چون به دم گرم جگرسوز شد
من چه زنم با دم و با مکر او
کو به دغل بر همه پیروز شد
این دل من ساده و بی مکر بود
دید دغل هاش بدآموز شد
هر چه به عالم خوشی شهوتست
همچو پنیر آفت هر یوز شد
آه که شب جمله در این وعده رفت
بوسه دهم بوسه دهم روز شد
یار برهنه به قبا میل کرد
عقل دگربار کمردوز شد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *