+ - x
 » از همین شاعر
 سلمک الله نیست مثل تو یاری
 گر تو خواهی که تو را بی کس و تنها نکنم
 هر کجا که پا نهی ای جان من
 صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند
 ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
 منم غرقه درون جوی باری
 خیره چرا گشته ای خواجه مگر عاشقی
 مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم
 شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان
 بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

 » بیشتر بخوانید...
 یا ران انتحا ری
 قید هستی نیست مانع خاطرآزاده را
 رگ رگم را جای خون دریای گل جاری شده
 از جرم گل سیاه تا اوج زحل
 مهمان یاد های توام در دوام شب
 دوباره خسته خسته است و سوی كار می رود
 تعبیر بی خوابی
 اگر ز ديدۀ غيرت حجاب می سپارد
 درجه تحصیل در کابینۀ کرزی
 خواهی گپِ دلم شنوی؟ ناشنیدنی...

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

عار بادا جهانیان را عار
از دو سه ماده ابله طرار
شکلک زاهدان ولی ز درون
لیس فی الدار سیدی دیار
به دو پول سیاه بتوان یافت
زین چنین خربطان دو سه خروار


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *