+ - x
 » از همین شاعر
 ایا ساقی تویی قاضی حاجات
 آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
 تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری
 سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
 در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد
 چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست
 منم که کار ندارم به غیر بی کاری
 بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
 نیشکر باید که بندد پیش آن لب ها کمر
 چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله

 » بیشتر بخوانید...
 ترانه تاریک
 ماهی
 گویند هر آن کسان که با پرهیزند
 در باد چون سنگ
 دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
 حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
 نیست خاکسترما شعله صفت بسترما
 دریا
 خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
 صبح ازل شب ابد نيست بجز دو شهپرم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ایا هوای تو در جان ها سلام علیک
غلام می خری ارزان بها سلام علیک
ایا کسی که هزاران هزار جان و روان
همی کشند ز هر سو تو را سلام علیک
به وقت خواندن آن نامه های خون آلود
بخوان ز جانب این آشنا سلام علیک
تو می خرامی و خورشید و ماه در پی تو
همی دوند که ای خوش لقا سلام علیک
به خاک پای تو هر دم همی کنند پیغام
هزار چشم که ای توتیا سلام علیک
تو تیزگوش تری از همه که هر نفست
ز غیب می رسد از انبیا سلام علیک
سلام خشک نباشد خصوص از شاهان
هزار خلعت و هدیه ست با سلام علیک
چنانک کرد خداوند در شب معراج
به نور مطلق بر مصطفی سلام علیک
زهی سلام که دارد ز نور دنب دراز
چنین بود چو کند کبریا سلام علیک
گذشت این همه ای دوست ماجرا بشنو
ولیک پیشتر از ماجرا سلام علیک


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *