+ - x
 » از همین شاعر
 خدایگان جمال و خلاصه خوبی
 پیشتر آ روی تو جز نور نیست
 ای باد بی آرام ما با گل بگو پیغام ما
 افدی قمرا لاح علینا و تلالا
 ساقیا باده گلرنگ بیار
 چون درشوی در باغ دل مانند گل خوش بو شوی
 ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
 گر نرگس خون خوارش دربند امانستی
 اندرآ با ما نشان ده راستک
 هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی

 » بیشتر بخوانید...
 از سرماگک‎های سرخ
 دل در همه حال تکیه گاه است مرا
 فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحرا
 یک آسمان ابر پر از دود میشوم
 گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
 دارم امید عاطفتی از جناب دوست
 آواره تر از باد
 تو میگوئی که دل از خاک و خون است
 به ماه چاردۀ پشت بام می مانی
 ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
از سنگ سیه نعره اقرار برآریم
بر کارگه دوست چو بر کار نشینیم
مر جمله جهان را همه از کار برآریم
گلزار رخ دوست چو بی پرده ببینیم
صد شعله ز عشق از گل گلزار برآریم
بر دلدل دل چون فکند دولت ما زین
بس گرد که ما از ره اسرار برآریم
چون از می شمس الحق تبریز بنوشیم
صد جوش عجب از خم و خمار برآریم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *