+ - x
 » از همین شاعر
 یار مرا چو اشتران باز مهار می کشد
 ببست خواب مرا جاودانه دلداری
 به دغل کی بگزیند دل یارم یاری
 عشق تو خواند مرا کز من چه می گذری
 اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد
 زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی
 هله آن به که خوری این می و از دست روی
 تو هر چند صدری شه مجلسی
 ای گل تو را اگر چه رخسار نازکست
 ز لقمه ای که بشد دیده تو را پرده

 » بیشتر بخوانید...
 یک دامن بهار
 ای دلربا بدست تو اين دلربا خوشست
 ساز من ساز مست آهنگ است
 مرا، امشب ببر از خویش تا، پندارهای دور
 چرا بسيار کاهش می کنی يار
 چتر بر فرق ز برگ ورق ياسمنم
 یک جرعه می ز ملک کاووس به است
 ترا با خرقه و عمامه کاری
 بیا بیا که جگرخون و بیقرار تو ام
 فریاد سبزه ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم
بیشتر آ گوهرا تا همه دریا رویم
دست به هم وادهیم حلقه صفت جوق جوق
جمع معلق زنان مست به دریا دویم
بر لب دریای عشق تازه بروییم باز
های که چون گلستان تا به ابد ما نویم
وز جگر گلستان شعله دیگر زنیم
چون ز رخ آتشین مایه صد پرتویم
جوهر ما رو نمود لیک از آن سوی بحر
آه که تو زین سوی آه که ما زان سویم
شاه سوارا به سر تاج بجنبان چنین
تاج تو را گوهریم اسپ تو را ما جویم
بر سر دارش کنیم هر کی بگوید یکیم
آتش اندرزنیم هر کی بگوید دویم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *