+ - x
 » از همین شاعر
 هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو
 ای مبارک ز تو صبوح و صباح
 یک حمله و یک حمله کمد شب و تاریکی
 ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال ها
 چو آب آهسته زیر که درآیم
 به ساقی درنگر در مست منگر
 آمد ز نای دولت بار دگر نوایی
 می بده ای ساقی آخرزمان
 ای گشته دلت چو سنگ خاره
 بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم

 » بیشتر بخوانید...
 دم
 سجودیوری دارا و جم را
 من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
 به آن مؤمن خدا کاری ندارد
 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
 ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
 رابطه ها
 درخت
 زاهد ردا وجبه بود کسوت عذاب
 یک چهرۀ جدید... و حالا به زیر خاک

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
آن می کشدم زان سو وین می کشدم زین سون
یک گوش به دست این یک گوش به دست آن
این می کشدم بالا وان می کشدم هامون
از دست کشاکش من وز چرخ پرآتش من
می گردم و می نالم چون چنبره گردون
آن لحظه که بی هوشم ز ایشان برهد گوشم
می غلطم چون شاهان در اطلس و در اکسون
من عاشق آن روزم می درم و می دوزم
بر خرقه بی چونی می زن تگلی بی چون


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *