+ - x
 » از همین شاعر
 ای دلی کز گلشکر پرورده ای
 رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی
 گر نه ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز
 ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
 ای دلبر بی صورت صورتگر ساده
 تو آسمان منی من زمین به حیرانی
 در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
 مهم را لطف در لطفست از آنم بی قرار ای دل
 تا به شب ای عارف شیرین نوا
 کیست که او بندۀ رای تو نیست؟

 » بیشتر بخوانید...
 از مرگ نترسم که مددکار من است
 تصویر بغض
 دوستت میدارم ای زخم زرد!
 تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
 به دشمن آزادی زنان
 پسری که بر سر او دوهزار سر شکسته
 گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ را
 ویلن نواز ناز
 تلخ و شیرین
 تنها نه همين سنبل و ريحان کج و پيچ است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آرایش باغ آمد این روی چه روی است این
مستی دماغ آمد این بوی چه بوی است این
این خانه جنات است یا کوی خرابات است
یا رب که چه خانه ست این یا رب که چه کوی است این
در دل صفت کوثر جویی ز می احمر
دل پر شده از دلبر یا رب که چه جوی است این
ای بر سر هر پشته از درد تو صد کشته
تو پرده فروهشته ای دوست چه خوی است این
جان ها که به ذوق آمد در عشق دو جوق آمد
در عشق شراب است آن در عشق سبوی است این


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *