+ - x
 » از همین شاعر
 اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام
 چون بزند گردنم سجده کند گردنش
 هر کی بالاست مر او را چه غمست
 المنه لله که ز پیکار رهیدیم
 گویم سخن لب تو یا نی
 عشق مرا بر همگان برگزید
 کعبه طواف می کند بر سر کوی یک بتی
 چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را
 ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو
 اندرآ در خانه یارا ساعتی

 » بیشتر بخوانید...
 پيکر آن ماه سيما نقرۀ خام است و بس
 جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا را
 آنانکه محیط فضل و آداب شدند
 خانه از سنگ بنا کن محل زلزله هاست
 چاقوی كُند! درك نكردی كمی مرا
 قصه های تلخ
 در شکافهای سایه روشن قطبی
 گرچه شيطان اينست بسر انکار است
 به دعوت هم کسی را کس نمی گوید بیا اینجا
 آن نیمه ی نان که بینوایی یابد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

عشق است بر آسمان پریدن
صد پرده به هر نفس دریدن
اول نفس از نفس گسستن
اول قدم از قدم بریدن
نادیده گرفتن این جهان را
مر دیده خویش را بدیدن
گفتم که دلا مبارکت باد
در حلقه عاشقان رسیدن
ز آن سوی نظر نظاره کردن
در کوچه سینه ها دویدن
ای دل ز کجا رسید این دم
ای دل ز کجاست این طپیدن
ای مرغ بگو زبان مرغان
من دانم رمز تو شنیدن
دل گفت به کار خانه بودم
تا خانه آب و گل پریدن
از خانه صنع می پریدم
تا خانه صنع آفریدن
چون پای نماند می کشیدند
چون گویم صورت کشیدن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *