+ - x
 » از همین شاعر
 خلاصه دو جهان است آن پری چهره
 ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی
 هر که را ذوق دین پدید آید
 میندیش میندیش که اندیشه گری ها
 ما می نرویم ای جان زین خانه دگر جایی
 ای نو بهار عاشقان داری خبر از یار ما؟
 یا منیر الخد یا روح البقا
 ما آفت جان عاشقانیم
 آمد مه و لشکر ستاره
 به صلح آمد آن ترک تند عربده کن

 » بیشتر بخوانید...
 آیت غرور
 بیا ساقی بده آن جام گلرنگ
 زن زدن
 دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
 دام مهرویان
 بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم
 مهتاب بارانک
 فرار
 نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید
 ای مشک سوده گیسوی آن سیمگون تنی ؟

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن
قلسن انده یوز در یلنز قنده قلرسن
چلبی درقیمو درلک چلبا گل نه گز رسن
چلبی قللرن استر چلبی نه سز سن
نه اغر در نه اغر در چلب اغرندن قغرمق
قولغن اج قولغن اج بله کم انده دگرسن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *