+ - x
 » از همین شاعر
 بخش نخست
 امسی و اصبح بالجوی اتعذب
 مرگ ما هست عروسی ابد
 هر که گوید کان چراغ دیده ها را دیده ام
 مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
 دهم
 من پار بخورده ام شرابی
 بگویم مثالی از این عشق سوزان
 هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت
 تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم

 » بیشتر بخوانید...
 تعبیر بی خوابی
 چو دیدم جوهر آینهٔ خویش
 از راهبی ز دير ز ناقوس شد بگوش
 به استاد سرآهنگ
 اشک گلگون
 فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان
 رقص چوب ها
 غدیر
 چه پرسی از نماز عاشقانه
 انتخاب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

فقر را در خواب دیدم دوش من
گشتم از خوبی او بی هوش من
از جمال و از کمال لطف فقر
تا سحرگه بوده ام مدهوش من
فقر را دیدم مثال کان لعل
تا ز رنگش گشتم اطلس پوش من
بس شنیدم های و هوی عاشقان
بس شنیدم بانگ نوشانوش من
حلقه ای دیدم همه سرمست فقر
حلقه او دیدم اندر گوش من
بس بدیدم نقش ها در نور فقر
بس بدیدم نقش جان در روش من
از میان جان ما صد جوش خاست
چون بدیدم بحر را در جوش من
صد هزاران نعره می زد آسمان
ای غلام همچنان چاووش من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *