+ - x
 » از همین شاعر
 سماع آرام جان زندگانیست
 این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده
 ای هفت دریا گوهر عطا کن
 به صورت یار من چون خشمگین شد
 اگر گم گردد این بی دل از آن دلدار جوییدش
 آه که آن صدر سرا می ندهد بار مرا
 بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
 ای گزیده یار چونت یافتم
 صلا ای صوفیان کامروز باری
 اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد

 » بیشتر بخوانید...
 در گوش دلم گفت فلک پنهانی
 مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
 عبادت
 چهار بیتی ها
 از سالهای توت و ابریشم
 گرصبای عشق در پیراهنم افتاه ای
 مه من بخت نکو فال دارد
 می واژه
 نگارستان

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ابشر ثم ابشر یا متمن
اقترب الوصل و افنی المحن
فاجتمعوا نقضی ما فاتنا
من سکر یلقب ام الفتن
قد قدم الساقی نعم السقا
قد قرب المنزل نعم الوطن
کار تو این است که دل پروری
پرورش آمد همه کار چمن
خلدک الله لنا ساقیا
انت لنا البر ولی المنن
نحن عطاش سندی فاسقنا
من سکر یقطع راس الحزن
ینشنا صفوته نشأه
طیبه السر ملیح العلن
ترک کن این گفت و همی باش جفت
و اغتنم الفرض و خل السنن
فاغتنم السکر و زمزم لنا
تن تنتن تن تنتن تن تنن
قد ظهر الصبح و خل الحرس
قد وضع الحرب فخل المحن
طیبنا الراح و نعم المطیب
و اختلط الشهد لنا باللبن
نطمع فی الزاید فازدد لنا
فاسق و اسرف سرفا مشبعا
سن لنا سنتک المرتضی
رن لنا رنه ظبی الاغن
نخ هنا جمله بعراننا
لیس علی الارض کهذا العطن
من هو لا یغبط هذ السقا
من هو لا یعبد هذ الوثن
ما لرسالات هوی منتهی
فاقنع بالاوجز یا ممتحن
قد سکر القوم و نام الندیم
نشرب بالوحده نحن اذن
مفتعلن مفتعلن مفتعل
فعلللن فعلللن فعللن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *