+ - x
 » از همین شاعر
 ای مبارک ز تو صبوح و صباح
 بباید عشق را ای دوست دردک
 الام طماعیة العاذل
 به حق آنک تو جان و جهان جانداری
 روزم به عیادت شب آمد
 ای سخت گرفته جادوی را
 به غم فرونروم باز سوی یار روم
 گر زان که نه ای طالب جوینده شوی با ما
 دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
 چهل و چهارم

 » بیشتر بخوانید...
 الا ای طوطی گویای اسرار
 سجودیوری دارا و جم را
 سی و سومین نهال
 آشپزخانه
 می نمايی اگر جدايی باز
 بازی
 یک واپسین درود
 جایزه برای کرزی
 پری گمشده
 شکوفه زار بود بسکه بوستان قفس

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو
ای شه و سلطان ما ای طربستان ما
در حرم جان ما بر چه رسیدی بگو
نرگس خمار او ای که خدا یار او
دوش ز گلزار او هر چه بچیدی بگو
ای شده از دست من چون دل سرمست من
ای همه را دیده تو آنچ گزیدی بگو
عید بیاید رود عید تو ماند ابد
کز فلک بی مدد چون برهیدی بگو
در شکرستان جان غرقه شدم ای شکر
زین شکرستان اگر هیچ چشیدی بگو
می کشدم می به چپ می کشدم دل به راست
رو که کشاکش خوش است تو چه کشیدی بگو
می به قدح ریختی فتنه برانگیختی
کوی خرابات را تو چه کلیدی بگو
شور خرابات ما نور مناجات ما
پرده حاجات ما هم تو دریدی بگو
ماه به ابر اندرون تیره شده ست و زبون
ای مه کز ابرها پاک و بعیدی بگو
ظل تو پاینده باد ماه تو تابنده باد
چرخ تو را بنده باد از چه رمیدی بگو
عشق مرا گفت دی عاشق من چون شدی
گفتم بر چون متن ز آنچ تنیدی بگو
مرد مجاهد بدم عاقل و زاهد بدم
عافیتا همچو مرغ از چه پریدی بگو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *