+ - x
 » از همین شاعر
 کون خر را نظام دین گفتم
 عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی
 اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری
 ای یار قلندردل دلتنگ چرایی تو
 مرغ اندیشه که اندر همه دل ها بپری
 ای که ز یک تابش تو کوه اُحُد پاره شود
 صد گوش نوم باز شد از راز شنودن
 ای صورت روحانی امروز چه آوردی
 ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
 پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش

 » بیشتر بخوانید...
 صدایم کن
 یک عُمر، گپ مفت ز هر شحنه خریدیم
 سارا بس است از همه گلهای این جهان
 قرن ما
 مار در محراب
 پای مرا دوباره سگ هار می خورد
 تاریخ تلخ
 بباد صبحدم شبنم بنالید
 بین دو بیداری
 تلاوت اشک

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
ادر کأسا و لا تنکر فان القوم قد ذاقوا
اذا ما شت اسراری ادر کأسا من النار
فاسکرنی و سائلنی الی من انت مشتاق
اضاء العشق مصباحا فصار اللیل اصباحا
و من انواره انشقت علی الاحجار احداق
فداء العشق ادوائی و مر العشق حلوائی
و انی بین عشاق اسوق حیث ما ساقوا
خذ الدنیا و خلینا فدنیا العشق تکفینا
لنا فی العشق جنات و بلدان و اسواق
و ارواح تلاقینا و ارواح سواقینا
و خمر فیه مدرار و کأس العشق رقراق


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *