+ - x
 » از همین شاعر
 اگر چرخ وجود من ازین گردش فرو ماند
 رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
 ملولان همه رفتند در خانه ببندید
 چه حریصی که مرا بی خور و بی خواب کنی
 تا به کی ای شکر چو تن بی دل و جان فغان کنم
 دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
 بیست و یکم
 ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
 هر که را اسرار عشق اظهار شد
 گر عید وصل تست منم خود غلام عید

 » بیشتر بخوانید...
 ای دلربا چرا دلت از ما گرفته است
 ناله ای در سکوت
 یا مبسما یحاکی درجا من اللالی
 کم کن طمع از جهان و می زی خرسند
 عشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ را
 چهاربیتی ها (بخش چهارم)
 خواب رندانه
 لالایی
 مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

امروز من و باده و آن یار پری زاده
احسنت زهی خرم شاباش زهی باده
بازیم یکی عشقی در زیر گلیمی به
بر حلقه هر جمعی بر رسته هر جاده
این حلقه زرین را در گوش درآویزم
یعنی که از این خدمت آزادم و آزاده
عشق من و روی تو از عهد قدم بوده ست
روی من از اول بد بر روی تو بنهاده


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *