+ - x
 » از همین شاعر
 چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا
 بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
 کجا شد عهد و پیمانی که کردی
 موشکی صندوق را سوراخ کرد
 هست در حلقه ما حلقه ربایی عجبی
 یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
 هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری
 تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا
 ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
 ز هدهدان تفکر چو در رسید نشانش

 » بیشتر بخوانید...
 چشم مستت گر ببيند چهرۀ زرد مرا
 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
 ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را
 باز دنیای مرا نالید و رفت
 هفتاد و دو تیغ
 پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
 در دل را بروی کس نبستم
 آزادی بیان
 آن ماه سخن ز بامیان می گوید
 از رويت ای نکورو اين آبرو نريزد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سبق الجد الینا نزل الحب علینا
سکن العشق لدینا فسکنا و ثوینا
زمن الصحو ندامه زمن السکر کرامه
خطر العشق سلامه ففتنا و فنینا
فسقانا و سبانا و کلانا و رعانا
و من الغیب اتانا فدعانا و اتینا
فوجدناه رفیقا و مناصا و طریقا
و شرابا و رحیقا فسقانا و سقینا
صدق العشق مقالا کرم الغیب توالی
و من الخلف تعالی فوفانا و وفینا
ملاء الطارق کاسا طرد الکاس نعاسا
مهد السکر اساسا و علی ذاک بنینا
فراینا خفرات و مغان حسنات
سرجا فی ظلمات فدهشنا و هوینا
فالهین نظرنا فشکرنا و سکرنا
و من السکر عبرنا کفت العبره زینا
فرحعنا بیسار و ربی ذات قرار
و حکینا لمشاه و شهدنا و الینا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *