+ - x
 » از همین شاعر
 با این همه مهر و مهربانی
 نگارا مردگان از جان چه دانند
 ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
 ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی
 اندرآ ای مه که بی تو ماه را استاره نیست
 چیست که هر دمی چنین می کشدم به سوی او
 بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
 سیزدهم
 چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
 کار تو داری صنما قدر تو باری صنما

 » بیشتر بخوانید...
 ف ا ص ل ه
 ای زهره
 عبرتی کوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
 آزادگی
 گنگ بودی و کس نمی فهمید آن طرف های شور و حال ترا
 ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
 دو حکمت از ملا محمد عمر
 نه خواب باشم و نه كارهای خوب كنم
 عصیان بندگی
 تا دل مسکین من در کار تست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

با چنین رفتن به منزل کی رسی
با چنین خصلت به حاصل کی رسی
بس گران جانی و بس اشتردلی
در سبک روحان یک دل کی رسی
با چنین زفتی چگونه کم زنی
با چنین وصلت به واصل کی رسی
چونک اندر سر گشادی نیستت
در گشاد سر مشکل کی رسی
همچو آبی اندر این گل مانده ای
پس به پاک از آب و از گل کی رسی
بگذر از خورشید وز مه چون خلیل
ور نه در خورشید کامل کی رسی
چون ضعیفی رو به فضل حق گریز
ز آنک بی مفضل به مفضل کی رسی
بی عنایت های آن دریای لطف
از چنین موجی به ساحل کی رسی
بی براق عشق و سعی جبرئیل
چون محمد در منازل کی رسی
بی پناهان را پناه خود کنی
در پناه شاه مقبل کی رسی
پیش بسم الله بسمل شو تمام
ور نه چون مردی به بسمل کی رسی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *