+ - x
 » از همین شاعر
 چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو
 اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست
 هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب
 ای روز مبارک و خجسته
 عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی
عاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدی (دوباره به دلیل اشتباه)

 ای بس که از آواز دش وامانده ام زین راه من
 تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی
 بشکن قدح باده که امروز چنانیم
 کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
 شب دوشینه ما بیدار بودیم

 » بیشتر بخوانید...
 گمراه
 خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
 در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
 فرا انتظاری
 کویر
 تلخ و شیرین
 بکش بر دوش یا بر دار ما را
 خاکسار تو تپیدن کند آغاز چرا
 ترانه تاریک
 اشک عاشق دان تو چون منصور مژگانست دار

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

بوی مشکی در جهان افکنده ای
مشک را در لامکان افکنده ای
صد هزاران غلغله زین بوی مشک
در زمین و آسمان افکنده ای
از شعاع نور و نار خویشتن
آتشی در عقل و جان افکنده ای
از کمال لعل جان افزای خویش
شورشی در بحر و کان افکنده ای
تو نهادی قاعده عاشق کشی
در دل عاشق کشان افکنده ای
صد هزاران روح رومی روی را
در میان زنگیان افکنده ای
با یقین پاکشان بسرشته ای
چونشان اندر گمان افکنده ای
چون به دست خویششان کردی خمیر
چونشان در قید نان افکنده ای
هم شکار و هم شکاری گیر را
زیر این دام گران افکنده ای
پردلان را همچو دل بشکسته ای
بی دلان را در فغان افکنده ای
جان سلطان زادگان را بنده وار
پیش عقل پاسبان افکنده ای


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *