+ - x
 » از همین شاعر
 تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم
 پیشتر آ روی تو جز نور نیست
 تو خدای خویی تو صفات هویی
 گر روی بگردانی تو پشت قوی داری
 تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم
 اگر سزای لب تو نبود گفته من
 آنکه چون ابر خواند کف ترا
 دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
 تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار
 پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم

 » بیشتر بخوانید...
 فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحرا
 دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد
 در فاصله ها
 غزل شکست ،زگلخانه ی ترانه ی من
 دیوانه تا نمُرد ازت چشم بر نداشت
 سلام الله ما کر اللیالی
 صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
 بارش مهتاب
 حسن فرنگ و جرمن پامال دلبر ماست
 دستی که گاه خنده بآن خال می بری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای حیله هات شیرین تا کی مرا فریبی
آن را که ملک کردی دیگر چرا فریبی
اما چو جمله عالم ملک تو است کلی
بیرون ز ملکت خود دیگر که را فریبی
داوود را فریبی در دام ملک و دولت
و ایوب را دگرگون اندر بلا فریبی
آن را به دانه بردی وین را به دام بردی
آن دام دانه شد چون تو خوش لقا فریبی
فرعون عالمی را بفریبد و نداند
کان خاین دغا را هم در دغا فریبی
ای کمترین فریبت صد خونبهای صیدان
ای پربها که او را تو بی بها فریبی
ای دل خدا کسی را دانی چه سان فریبد
آخر تو جملگان را خود از خدا فریبی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *