+ - x
 » از همین شاعر
 گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی
 این جا کسی است پنهان دامان من گرفته
 ساقی تو شراب لامکان را
 مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد
 چه باده بود که در دور از بگه دادی
 ای جان گذرکرده از این گنبد ناری
 بر یکی بوسه حقستت که چنان می لرزی
 ای دل سرگشته شده در طلب یاوه روی
 یا ساقی المدامه حی علی الصلا
 صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد

 » بیشتر بخوانید...
 یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
 شهر من
 می بوسم آن قدر كه تو از حال می روی
 گر دست دهد ز مغز گندم نانی
 نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
 تا بر رخ تو نظاره کردم
 قید هستی نیست مانع خاطرآزاده را
 در آغوشت شبی گر خفته باشم
 چون لاله به نوروز قدح گیر بدست
 عزیزان چون بدان ساحل رسیدند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

حرام گشت از این پس فغان و غمخواری
بهشت گشت جهان زانک تو جهان داری
مثال ده که نروید ز سینه خار غمی
مثال ده که کند ابر غم گهرباری
مثال ده که نیاید ز صبح غمازی
مثال ده که نگردد جهان به شب تاری
مثال ده که نریزد گلی ز شاخ درخت
مثال ده که کند توبه خار از خاری
مثال ده که رهد حرص از گداچشمی
مثال ده که طمع وارهد ز طراری
مثال گر ندهی حسن بی مثال تو بس
که مستی دل و جانست و خصم هشیاری
چو شب به خلوت معراج تو مشرف شد
به آفتاب نظر می کند به صد خواری
ز رشک نیشکرت نی هزار ناله کند
ز چنگ هجر تو گیرند چنگ ها زاری
ز تف عشق تو سوزی است در دل آتش کند
هم از هوای تو دارد هوا سبکساری
برای خدمت تو آب در سجود رود
ز درد توست بر این خاک رنگ بیماری
ز عشق تابش خورشید تو به وقت طلوع
بلند کرد سر آن کوه نی ز جباری
که تا نخست برو تابد آن تف خورشید
نخست او کند آن نور را خریداری
تنا ز کوه بیاموز سر به بالا دار
که کان عشق خدایی نه کم ز کهساری
مکن به زیر و به بالا به لامکان کن سر
که هست شش جهت آن جا تو را نگوساری
به دل نگر که دل تو برون شش جهت است
که دل تو را برهاند از این جگرخواری
روانه باش به اسرار و می تماشا کن
ز آسمان بپذیر این لطیف رفتاری
چو غوره از ترشی رو به سوی انگوری
چو نی برو ز نیی جانب شکرباری
حلاوت شکر او گلوی من بگرفت
بماندم از رخ خوبش ز خوب گفتاری
بگو به عشق که ای عشق خوش گلوگیری
گه جفا و وفا خوب و خوب کرداری
گلو چو سخت بگیری سبک برآید جان
درآیدم ز تو جان چون گلوم افشاری
گلوی خود به رسن زان سپرد خوش منصور
دلا چو بوی بری صد گلو تو بسپاری
ز کودکی تو به پیری روانه ای و دوان
ولیکن آن حرکت نیست فاش و اظهاری


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *