+ - x
 » از همین شاعر
 بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند
 امروز روز شادی و امسال سال لاغ
 هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
 ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم
 ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
 مگردان روی خود ای دیده رویم
 هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی
 از دلم صورت آن خوب ختن می نرود
 ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش
 چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را

 » بیشتر بخوانید...
 شوهرم قریه دار کوچه ماست
 فردای دیروزین
 نرگس دلدار
 گداز سعی دلیل است جستجوی تو را
 خشم
 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
 ریشۀ تشویش
 زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
 کارت معافیت
 صلاح کار کجا و من خراب کجا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یا ملک المحشر، ترحم لا ترتشی
کل سقیط ردی ترحمه تنعش
تحبس ارواحنا فی صورت صورت
فی ورق مدرک جل عن المنقش
نورک شعشاعه یخرق حجب الدجی
تمنعها غیرة عن بصر الاعمش
ضء فضاء الفلا عن درک ادراکه
تدرجه راقة فی نظر الا خفش
قارب معراجنا، فارق الی المرتقی
حان رحیل السری فانا عن المفرش
وارکب خیل السخا، فهو حسان النهی
وادرس لوح الوفا وافهم ما یرقش
فاسرق درا اذا کنت اخی سارقا
واشرب من کاسنا معتجلا تنتشی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *