+ - x
 » از همین شاعر
 جان پیش تو هر ساعت می ریزد و می روید
 کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
 با من ای عشق امتحان ها می کنی
 ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده
 بلبل نگر که جانب گلزار می رود
 مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن
 خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
 سی و دوم
 خبر واده کز این دنیای فانی
 بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

 » بیشتر بخوانید...
 آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
 گل سرخ
 حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
 ندیدم مهربان دلهای از انصاف خالی را
 دل فرش فزای بامم امروز
 حریق سرد
 کوه، دریا
 اگر حیرت به این رنگست دست و تیغ قاتل را
 پیران که چنین مقام و حرمت دارند
 اگر ز ديدۀ غيرت حجاب می سپارد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

ما ز بالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم
ما از آن جا و از این جا نیستیم
ما ز بی جاییم و بی جا می رویم
لااله اندر پی الالله است
همچو لا ما هم به الا می رویم
قل تعالوا آیتیست از جذب حق
ما به جذبه حق تعالی می رویم
کشتی نوحیم در طوفان روح
لاجرم بی دست و بی پا می رویم
همچو موج از خود برآوردیم سر
باز هم در خود تماشا می رویم
راه حق تنگ است چون سم الخیاط
ما مثال رشته یکتا می رویم
هین ز همراهان و منزل یاد کن
پس بدانک هر دمی ما می رویم
خوانده ای انا الیه راجعون
تا بدانی که کجاها می رویم
اختر ما نیست در دور قمر
لاجرم فوق ثریا می رویم
همت عالی است در سرهای ما
از علی تا رب اعلا می رویم
رو ز خرمنگاه ما ای کورموش
گر نه کوری بین که بینا می رویم
ای سخن خاموش کن با ما میا
بین که ما از رشک بی ما می رویم
ای که هستی ما ره را مبند
ما به کوه قاف و عنقا می رویم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *