+ - x
 » از همین شاعر
 برجه که بهار زد صلایی
 طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید
 آن خواجه اگر چه تیزگوش است
 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
 هله هُشدار که در شهر دو سه طرّارند
 تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا
 چنان کاین دل از آن دلدار مستست
 طوطی و طوطی بچه ای قند به صد ناز خوری
 پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
 عاشقی بر من پریشانت کنم

 » بیشتر بخوانید...
 کرامات دموکراتیک یک شیخ
 محبت چیست تاثیر نگاهی است
 دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
 آن شوخ دلنواز چو کبک دری گذشت
 دلتنگی
 تنهایی
 آزادی بیان
 صدای پای من همیشه تنهاست
 قاصد به حیرت کن ادا تمهید پیغام مرا
 تمام كوچه ها

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

ما ز بالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم
ما از آن جا و از این جا نیستیم
ما ز بی جاییم و بی جا می رویم
لااله اندر پی الالله است
همچو لا ما هم به الا می رویم
قل تعالوا آیتیست از جذب حق
ما به جذبه حق تعالی می رویم
کشتی نوحیم در طوفان روح
لاجرم بی دست و بی پا می رویم
همچو موج از خود برآوردیم سر
باز هم در خود تماشا می رویم
راه حق تنگ است چون سم الخیاط
ما مثال رشته یکتا می رویم
هین ز همراهان و منزل یاد کن
پس بدانک هر دمی ما می رویم
خوانده ای انا الیه راجعون
تا بدانی که کجاها می رویم
اختر ما نیست در دور قمر
لاجرم فوق ثریا می رویم
همت عالی است در سرهای ما
از علی تا رب اعلا می رویم
رو ز خرمنگاه ما ای کورموش
گر نه کوری بین که بینا می رویم
ای سخن خاموش کن با ما میا
بین که ما از رشک بی ما می رویم
ای که هستی ما ره را مبند
ما به کوه قاف و عنقا می رویم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *