+ - x
 » از همین شاعر
 ای دلی کز گلشکر پرورده ای
 گر می نکند لبم بیانت
 آنک جانش داده ای آن را مکش
 هر چند شیر بیشه و خورشید طلعتی
 بهر شهوت جان خود را می دهی همچون ستور
 به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی
 ظلمت شب پرتو ظلمات من
 در طریقت دو صد کمین دارم
 عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
 مروت نیست در سرها که اندازند دستاری

 » بیشتر بخوانید...
 عشق را نازم که با گردون کند مردانه جنگ
 ز چشم کور بر حال خرابم آب می آيد
 چو بلبل نالهٔ زاری نداری
 ما و تو ایم و گوش و كنار همیشه گی
 خفاش شب
 بی پناه بادبان
 ترانه تاریک
 گورستان
 چهار بیتی ها بخش دوم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست
همه رفتند و نشستند و دمی جان ننشست
هر کی استاد به کاری بنشست آخر کار
کار آن دارد آن کز طلب آن ننشست
هر کی او نعره تسبیح جماد تو شنید
تا نبردش به سراپرده سبحان ننشست
تا سلیمان به جهان مهر هوایت ننمود
بر سر اوج هوا تخت سلیمان ننشست
هر کی تشویش سر زلف پریشان تو دید
تا ابد از دل او فکر پریشان ننشست
هر کی در خواب خیال لب خندان تو دید
خواب از او رفت و خیال لب خندان ننشست
ترشی های تو صفرای رهی را ننشاند
وز علاج سر سودای فراوان ننشست
هر که را بوی گلستان وصال تو رسید
همچنین رقص کنان تا به گلستان ننشست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *