+ - x
 » از همین شاعر
 ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش
 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
 ایها النور فی الفاد تعال
 هر کجا بوی خدا می آید
 در دلت چیست عجب که چو شکر می خندی
 ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو
 عشق در کفر کرد اظهاری
 چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری
 بیا ای مونس جان های مستان
 در شهر شما یکی نگاریست

 » بیشتر بخوانید...
 آهنگ عاشقانه
 در دهر هر آن که نیم نانی دارد
 من و دریچه ی من
 خط عذار یار که بگرفت ماه از او
 بی ثمری حصار شد در چمن امید ما
 شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
 تو را دوست میدارم
 در کارگه کوزه گری رفتم دوش
 بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
 آن دست ِ دیروزین

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

روز و شب خدمت تو بی سر و بی پا چه خوشست
در شکرخانه تو مرغ شکرخا چه خوشست
بر سر غنچه بسته که نهان می خندد
سایه سرو خوش نادره بالا چه خوشست
زاغ اگر عاشق سرگین خر آمد گو باش
بلبلان را به چمن با گل رعنا چه خوشست
بانک سرنای چه گر مونس غمگینان ست
از دم روح نفخنا دل سرنا چه خوشست
گر چه شب بازرهد خلق ز اندیشه به خواب
در رخ شمس ضحی دیده بینا چه خوشست
بت پرستانه تو را پای فرورفت به گل
تو چه دانی که بر این گنبد مینا چه خوشست
چون تجلی بود از رحمت حق موسی را
زان شکرریز لقا سینه سینا چه خوشست
که صدا دارد و در کان زر صامت هم هست
گه خمش بودن و گه گفت مواسا چه خوشست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *