+ - x
 » از همین شاعر
 سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
 ای صد هزار خرمن ها را بسوخته
 من از این خانه پرنور به در می نروم
 فرست باده ی جان را به رسم دلداری
 روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم
 از برای صلاح مجنون را
 تا چند از فراق مرا کار بشکنی
 شاه گشادست رو دیده شه بین که راست
 والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو
 خواهم که روم زین جا پایم بگرفتستی

 » بیشتر بخوانید...
 راگ وسواس
  شیرین هوس
 ای که چشمت باج از چشم غزالان می گرفت
 به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
 از گورها بگیرید اینک سراغ ما را
 فتادی از مقام کبریائی
 گر باز دگرباره ببینم مگر او را
 کبک
 ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
 ما و تو ایم و گوش و كنار همیشه گی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آن خواجه خوش لقا چه دارد
آیینه اش از صفا چه دارد
هان تا نروی تو در جوالش
رختش بطلب که تا چه دارد
اندر سخنش کشان و بو گیر
کز بوی می بقا چه دارد
در گلشن ذوق او فرورو
کز نرگس و لاله ها چه دارد
هر چند کز انبیا بلافید
از گوهر انبیا چه دارد
گر چه صلوات می فرستند
از صفوت مصطفی چه دارد
یا سایه خود بر او مینداز
کو خود چه کس است یا چه دارد
در ساقی خویش چنگ درزن
مندیش که آن سه تا چه دارد
عمری پی زید و عمرو بردی
زین پس بنگر خدا چه دارد
از سرمجموع اصل مگذر
کاین اصل جدا جدا چه دارد
این کاه سخن دگر مپیما
بندیش که کهربا چه دارد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *