+ - x
 » از همین شاعر
 شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
 با آن که می رسانی آن باده بقا را
 یار مرا چو اشتران باز مهار می کشد
 بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن
 هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
 یا رب این بوی خوش از روضه جان می آید
 ای دل صافی دم ثابت قدم
 ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر
 حکم نو کن که شاه دورانی
 دل پردرد من امشب بنوشیده ست یک دردی

 » بیشتر بخوانید...
 مثل یک شیشه ی پاک یکدل از دستم افتاد
 من لاله ی آزادم
 هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
 ای دلربا بدست تو اين دلربا خوشست
 آن روز دور نیست
 پی آن آهوی رم کرده بیجا کو بکو گشتم
 نگاه تست شمشیر خدا داد
 قصهء دلکش نگار بگو
 دو توته سروده
 قلندر جره باز آسمانها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پرکندگی از نفاق خیزد
پیروزی از اتفاق خیزد
تو ناز کنی و یار تو ناز
چون ناز دو شد طلاق خیزد
ور زان که نیاز پیش آری
صد وصلت و صد عناق خیزد
از ناز شود ولایتی تنگ
در دل سفر عراق خیزد
تو خون تکبر ار نریزی
خون جوش کند خناق خیزد
رو دردی ناز را بپالا
زیرا طرب از رواق خیزد
یار آن طلبد که ذوق یابد
زیرا طلب از مذاق خیزد
یارست نه چوب مشکن او را
چون برشکنی طراق خیزد
این بانگ طراق چوب ما را
دانیم که از فراق خیزد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *