+ - x
 » از همین شاعر
 بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
 گویم سخن لب تو یا نی
 دارد درویش نوش دیگر
 ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
 بیا کامشب بجان بخشی بزلف یار می ماند
 برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
 عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
 به باغ آییم فردا جمله یاران
 یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی
 از مه من مست دو صد مشتری

 » بیشتر بخوانید...
 تو صبحهای بهاری پرنده گان تو ام
 قد کوتاه حقم را که دیدم
 شعر قرن
 بیا بیا که جگرخون و بیقرار تو ام
 رموز وادی ايمن بياموز
 باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
 دالان عجیب
 میرود آب رخ از باده ی گلرنگ مرا
 این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
 خواب رندانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتاد
صد بخت نیم خواب به کلی به خواب شد
آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بود
وان ماه زنگ ظلم به زیر حجاب شد
وان چشم کو چو برق همی سوخت خلق را
در نوحه اوفتاد و به گریه سحاب شد
وان دل که صد هزار دل از وی کباب بود
در آتش خدای کنون او کباب شد
ای شاد آن کسی که از این عبرتی گرفت
او را از این سیاست شه فتح باب شد
چون روز گشت و دید که او شب چه کرده بود
سودش نداشت سخره صد اضطراب شد
چون بخت روسپید شب اندر دعا گذار
زیرا دعای نوح به شب مستجاب شد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *