+ - x
 » از همین شاعر
 سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
 آورد خبر شکرستانی
 هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت
 ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی
 درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
 چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو
 تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم
 بیست و نهم
 چمنی که جمله گلها به پناه او گریزد
 عشق را با گفت و با ایما چه کار

 » بیشتر بخوانید...
 دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد
 دل در برم خدايا سوز و گداز دارد
 کابل
 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
 بسکه در قلب من تپش داری
 گنج
 در خرابات مغان نور خدا می بینم
 كجاست عمر، صعود سریع اعداد است
 سحری بود و دلم مست گل آواز سروش
 تو را از آب می گیرم تو را از بین ماهی ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید
مور فروشد به گور چتر سلیمان رسید
این فلک آتشی چند کند سرکشی
نوح به کشتی نشست جوشش طوفان رسید
چند مخنث نژاد دعوی مردی کند
رستم خنجر کشید سام و نریمان رسید
جادوکانی ز فن چند عصا و رسن
مار کنند از فریب موسی و ثعبان رسید
درد به پستی نشست صاف ز دردی برست
گردن گرگان شکست یوسف کنعان رسید
صبح دروغین گذشت صبح سعادت رسید
جان شد و جان بقا از بر جانان رسید
محنت ایوب را فاقه یعقوب را
چاره دیگر نبود رحمت رحمان رسید
دزد کی باشد چو رفت شحنه ایمان به شهر
شحنه کی باشد بگو چون شه و سلطان رسید
صدق نگر بی نفاق وصل نگر بی فراق
طاق طرنبین و طاق طاق شوم کان رسید
مفتعلن فاعلات جان مرا کرد مات
جان خداخوان بمرد جان خدادان رسید
میوه دل می پزید روح از او می مزید
باد کرم بروزید حرف پریشان رسید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *