+ - x
 » از همین شاعر
1 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
2 انتظار
3 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
4 ناودانها
5 گرد راه
6 در انتحار لحظه ها
7 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
8 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
9 مادر
10 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم

 » بیشتر بخوانید...
 گل سرخ و گل زرد
 آزادی
 گر از او خواهی خبر می باش از جان بيخبر
 اگر اینب و جاهی از فرنگ است
 تو چرا جمله نبات و شکری
 به پیش آر سغراق گلگون من
 در چشمانت
 انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر
 مقام شوق بی صدق و یقین نیست
 بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

۴.۱
امتیاز: ۴.۱ | مجموع آراء: ۱۱

هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
دل را تسلی از در و دیوار میكنم
از بسكه با خیال وی آغشته میشوم
هر ذره را خیال سپیدار میكنم
با جفت كفتر ته ی پرچال بام شان
از دور دور قصه ی بسیار میكنم
آنجا برای دفع گمان بد كسان
تمثیل نقش مردم هشیار میكنم
نذرانه ی مراد همه سیم و زر بود
من نان گرم نذر رخ یار میكنم
در ماه، در ستاره ی شام و غروب شهر
او را تمام باغچه دیدار میكنم
از جنس دل ز سینه دكانی گشوده ام
سر تا به پای عشقم و بازار میكنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *