+ - x
 » از همین شاعر
1 فقیرم ساز و سامانم نگاهی است
2 مسلمان فقر و سلطانی بهم کرد
3 شیندم بیتکی از مرد پیری
4 شتر را بچه او گفت در دشت
5 نگرید مرد از رنج و غم و درد
6 قلندر میل تقریری ندارد
7 نگه دید و خرد پیمانه آورد
8 چه خوش گفت اشتری با کره خویش
9 فساد عصر حاضر آشکار است
10 درین گلشن

 » بیشتر بخوانید...
 رسوا
 ز سر تا پا اداهايت قشنگ است
 هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
 ای دیده اگر کور نئی گور ببین
 می بینمت که عزم جفا می کنی مکن
 هشیار شدم ساقی دستار به من واده
 اشکی بر گور بیگناهان بالابلوک
 دو گیتی را بخود باید کشیدن
 چو آب آهسته زیر که درآیم
 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

چه خوش گفت اشتری با کره خویش
خنک آنکس که داند کار خود را
بگیر از ما کهن صحرا نوردان
به پشت خویش بردن بار خود را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *