+ - x
 » از همین شاعر
1 بیا بر خویش پیچیدن بیاموز
2 کف خاکی که دارم از در اوست
3 ز علم چاره سازی بی گدازی
4 ز پیری یاد دارم این دو اندرز
5 نپنداری که مرد امتحان مرد
6 مرا از منطق آید بوی خامی
7 فساد عصر حاضر آشکار است
8 شتر را بچه او گفت در دشت
9 چه پرسی از نماز عاشقانه
10 نه نیروی خودی را آزمودی

 » بیشتر بخوانید...
 بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان
 باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
 از بهر خدا عشق دگر یار مدارید
 سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی
 از آتش روی خود اندر دلم آتش زن
 چه گویم رقص تو چون است و چون نیست
 مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
 می خواهمت سرود بت بذله گوی من
 اخرج عن المکان، یا صارم الزمان
 کردم رقم به کلک نفس مد ناله را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

حرم جز قبله قلب و نظر نیست
طواف او طواف بام و در نیست
میان ما و بیت الله رمزیست
که جبریل امین را هم خبر نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *