+ - x
 » از همین شاعر
1 ترا از آستان خود براندند
2 برون کن کینه را از سینهٔ خویش
3 حرم جز قبله قلب و نظر نیست
4 چه حاجت طول دادن داستان را
5 نگاهش نقشبند کافری ها
6 کهن پروردهء این خاکدانم
7 خودی را نشهٔ من عین هوش است
8 چه شیطانی خرامش واژگونی
9 زمانه کار او را میبرد پیش
10 چو بلبل نالهٔ زاری نداری

 » بیشتر بخوانید...
 در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری
 مه
 ای آتش خموش شده در میان دود
 من از اقلیم بالایم سر عالم نمی دارم
 عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
 ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا
 خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
 در میان ظلمت جان تو نور چیست آن
 شمس و قمرم آمد، سمع و بصرم آمد
 عزت سرخ

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

حرم جز قبله قلب و نظر نیست
طواف او طواف بام و در نیست
میان ما و بیت الله رمزیست
که جبریل امین را هم خبر نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *