+ - x
 » از همین شاعر
1 بیا از من بگیر آن دیر ساله
2 به ما ای لاله خود را وانمودی
3 چو دیدم جوهر آینهٔ خویش
4 چه پرسی از نماز عاشقانه
5 گهی جویندهٔ حسن غریبی
6 تب و تابی که باشد جاودانه
7 نه از ساقی نه از پیمانه گفتم
8 ترا از آستان خود براندند
9 بدست من همان دیرینه چنگ است
10 نگرید مرد از رنج و غم و درد

 » بیشتر بخوانید...
 حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
 دنیای مردان
 هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین
 آوازش را تکانده بود
 با آن که از صفا چو بهاری نشسته ام
 چون لاله به نوروز قدح گیر بدست
 دانه های انار
 تمام اوست که فانی شدست آثارش
 بانگ آشنایی
 مطربا اسرار ما را بازگو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پریدن از سر بامی به بامی
نبخشد جره بازان را مقامی
ز نخچیری که جز مشت پری نیست
همان بهتر که میری درکنامی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *