+ - x
 » از همین شاعر
1 نگاه تست شمشیر خدا داد
2 ز علم چاره سازی بی گدازی
3 نه از ساقی نه از پیمانه گفتم
4  ضرب تیشه بشکن بیستون را
5 زمانه کار او را میبرد پیش
6 شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت
7 بیا تا کار این امت بسازیم
8 کهن پروردهء این خاکدانم
9 من و تو از دل و دین نا امیدیم
10 نگاهش نقشبند کافری ها

 » بیشتر بخوانید...
 زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
 نیست خاکسترما شعله صفت بسترما
 رسوا
 دیدی که چه کرد آن پری رو
 دیوانه می رقصد
 توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن
 مطرب چو زخمه ها را بر تار می کشانی
 این افعال كمكی برایت هیچ كاری نكرد
 خانه سرخ است
 ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مسلمان فقر و سلطانی بهم کرد
ضمیرش باقی و فانی بهم کرد
ولیکن الامان از عصر حاضر
که سلطانی به شیطانی بهم کرد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *