+ - x
 » از همین شاعر
1 در ماتم بیان در زایش زبان
2 روز پایان جهان
3 سکوت من زیباست
4 لحظه های خموش
5 من مرگ غفلتم
6 زاد روز سحر
7 قشلاق زاده ام
8 باور و آرزو
9 استقامت
10 مرگ زیباست

 » بیشتر بخوانید...
 شهرزاد
 فقط و فقط تو را
 قیامت می شود روزی که از من رو بگردانی
 ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
 آسمان بارانیست
 گر نخسپی شبکی جان چه شود
 اینجا چگونه وسوسه ها عام می شوند
 حجلۀ زمین
 سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می رود
 چو نبود غير او اندر ميانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

وقتی گلویم نوا را بیگانه می شود
و لبانم دست نمی کوبند
مرا بخوان!

شاید نگفتنی یی در سیمایم نقش بسته باشد
و شاید چشمانم قیچی شوند
پرده های رازم را
و ببارند آن نوای خشکیده را بر تو
مرا بخوان

آمستردام ۲۵ - ۱۰ - ۲۰۱۰


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *