+ - x
 » از همین شاعر
1 دانه های انار
2 مباد بشکند ای رود ها غرور شما
3 تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت
4 چها که بر سر این تکدرخت پیر گذشت
5 دلم به سوی شما شادمانه مینگرد
6 شب شکستن فانوس
7 چرا به سوی فلقها دری گشوده نشد
8 بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
9 یک چند درین بادیه بودیم و گذشتیم
10 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست

 » بیشتر بخوانید...
 بیهوده ها
 بیست و دوم
 گلهای اطلسی
 سرود نان
 ما بی غمان مست دل از دست داده ایم
 گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم
 از ذوق نيست يکنفسی کام را قرار
 علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش
 به من نگر که بجز من به هر کی درنگری

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

آن که شمشیر ستم بر سر ما آخته است
خود گمان کرده که برده است ولی باخته است

های مهین بنگر پور تو در پهنهء رزم
پیش سوفار ستم سینه سپر ساخته است

هر که پروردهء دامان گهر پرور تست
زیر ایوان فلک غیر تو نشناخته است

دل گُردان تو و قامت بالندهء شان
چه بر افروخته است و چه بر افراخته است

گرچه سر حلقه و سرهنگ کمانداران است
تیغ البرز به پیشتت سپر انداخته است

کوه تو، وادی تو، درهء تو، بیشهء تو
در سراپای جهان ولوله انداخته است

روی او در صف مردان جهان گلگون باد!
هرکه بگذشت ز خویش و به تو پرداخته است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *