+ - x
 » از همین شاعر
1 دانه های انار
2 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
3 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
4 ای انگبین فروش دروغین ترا سزاست
5 بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
6 مباد بشکند ای رودها غرور شما
7 دگر نه چشم به راه بهار آینه ام
8 مباد بشکند ای رود ها غرور شما
9 های مردم، کاش امشب مست می بودم
10 چرا به سوی فلقها دری گشوده نشد

 » بیشتر بخوانید...
 ساقی انصاف خوش لقایی
 یار مرا عارض و عذار نه این بود
 اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
 ما در جهان موافقت کس نمی کنیم
 یا مخجل البدر اشرقنا بلالا
 تو نقد قلب را از زر برون کن
 منگنه
 ما گوش شماییم شما تن زده تا کی
 هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
 آزادی اندیشه

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

آن که شمشیر ستم بر سر ما آخته است
خود گمان کرده که برده است ولی باخته است

های مهین بنگر پور تو در پهنهء رزم
پیش سوفار ستم سینه سپر ساخته است

هر که پروردهء دامان گهر پرور تست
زیر ایوان فلک غیر تو نشناخته است

دل گُردان تو و قامت بالندهء شان
چه بر افروخته است و چه بر افراخته است

گرچه سر حلقه و سرهنگ کمانداران است
تیغ البرز به پیشتت سپر انداخته است

کوه تو، وادی تو، درهء تو، بیشهء تو
در سراپای جهان ولوله انداخته است

روی او در صف مردان جهان گلگون باد!
هرکه بگذشت ز خویش و به تو پرداخته است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *